مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
664
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
باشد يا با روان . سپس گفت : « و آن رؤيا كه تو را نموديم جز آزمونى از براى مردمان قرار نداديم » ( 17 : 61 ) و خلافى ميان اهل لغت نيست كه رؤيا فقط در خواب است ، اگر چه در تفسير آمده كه رؤيا رؤيت چشم است ، چرا كه عاقل همه كس را بر حدود فهمش مخاطب قرار مىدهد و چه تفضيلى خواهد بود براى پيغمبر اگر با پيكرش به آسمان رفته باشد . آيا او خود ابراهيم و موسى و عيسى و آدم را در آسمان نديده است ؟ و اين مسلم است كه آنها با اجسامشان به آسمان برده نشدهاند . با اين همه ما منكر نيستيم كه خدا هر چه را كه بخواهد از كوه و سنگ بالا مىبرد ، پس چگونه خواهند بود انبيا و رسل او . ولى ما اينها را ياد كرديم تا بر خواننده پاسخ ايرادهاى دشمنان آسان باشد و آن را كه درستتر مىنمايد بر جوينده نزديك سازيم . [ 1 ] در يادكرد مقدمات هجرت و نخستين كسى كه هجرت كرد گويند پيامبر خدا ( ص ) در هر موسمى به بازار عكاظ و بازار ذى المجاز و بازار المجنة مىرفت و قبيلهها را دنبال مىكرد و در مجامعشان حاضر مىشد و آنها را دعوت مىكرد كه از وى پشتيبانى كنند تا رسالت پروردگار خويش را بگزارد و هيچ كس را يار و ياور خويش نمىيافت . تا اينكه سال يازدهم نبوت فرا رسيد و سپس شش تن از اوس را در عقبه ديد و ايشان را به اسلام فرا خواند و از ايشان خواست تا او را يارى كنند و ايشان او را شناختند و گفتند : اين همان پيغمبرى است كه يهود ما را از آن هراس مىدهند و مىخواهند ما را بكشند به مانند كشته شدن عاد و ارم . پس ايمان آوردند و او را تصديق كردند و ايشان عبارت بودند از اسعد بن زراره ، قطبة بن عامر بن حديده و معاذ بن عفراء و جابر بن عبد الله بن رئاب و عوف بن عفراء و عقبة بن عامر . نخستين كسانى كه از ايشان اسلام آوردند ، اسعد بن زراره و قطبة بن عامر بودند و او در جاهليت « لا إله الا الله » مىگفت . و گويند نخستين كسى كه اسلام آورد ، ابو الهيثم بن التيهان بود و او در جاهليت به بتها نزديك نمىشد .
--> [ 1 ] دربارهء معراج و مسرى ميان اهل تفسير و تاريخ اختلاف بسيار وجود دارد و روايات گوناگونى از آن نقل كردهاند . براى تفصيل بيشتر رجوع شود به سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 36 به بعد ، و تفسير ابو الفتوح رازى ، ج 3 ، ص 308 به بعد و كتاب المعراج قشيرى ، به تصحيح دكتر على حسن عبد القادر ، چاپ قاهره 1964 ، كه از نظرگاههاى مختلف آن را بررسى كرده است . در فارسى زيباترين وصفى كه از آن آمده وصفى است كه در تفسير سورآبادى ، چاپ دكتر يحيى مهدوى ، به عنوان قصص قرآن مجيد برگرفته از تفسير سورآبادى ، ص 192 به بعد آمده است .